الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
211
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
كه براى پس گرفتن يك وجب آن را از دشمن بايد ماهها و سالها چانه بزنند چانه اى كه معلوم نيست پايانش به كجا بيانجامد ؟ ! . آيا اين وعده الهى كه مىفرمايد « كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » : « يارى مؤمنان بر عهده ماست » ( روم 47 ) تخلف پذيرفته ؟ . و يا اينكه مىگويد « وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ » : « عزت و سربلندى از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است » ( منافقون 8 ) منسوخ گشته ؟ ! . و يا اينكه مىگويد : « وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » : « در كتب آسمانى پيشين نوشتيم كه زمين از آن بندگان صالح ماست » ( انبياء 105 ) دگرگون شده است ؟ . آيا خداوند - العياذ باللَّه - از انجام وعدههاى خود عاجز است ؟ و يا وعدههاى خويش را به دست فراموشى سپرده ؟ و يا تغيير داده ؟ ! . . . اگر چنين نيست پس چرا آن همه مجد و عظمت و قدرت و سربلندى و افتخار از ميان رفت ؟ ! . قرآن مجيد در آيه كوتاه فوق به همه اين سؤالها و صدها سؤال مانند آن يك پاسخ بيشتر نمىگويد و آن اينكه سرى به اعماق قلبتان بزنيد ، و نگاهى به زواياى اجتماعتان بيفكنيد ، ببينيد دگرگونىها از ناحيه خود شما شروع شده است ، لطف و رحمت خدا براى همگان گسترده است ، شمائيد كه شايستگيها و لياقتها را از ميان برديد و به چنين روز غمانگيزى افتاديد ! اين آيه تنها از گذشته سخن نمىگويد كه بگوئيم گذشته با همه تلخى و شيرينىهايش گذشته است و ديگر باز نمىگردد ، و سخن از آن بيهوده است . بلكه از امروز و آينده نيز سخن مىگويد ، كه اگر بار ديگر به سوى خدا آئيد ، پايههاى ايمان را محكم كنيد ، انديشهها را بيدار سازيد ، تعهدها و مسئوليتهايتان را به ياد آريد ، دستها را به يكديگر بفشاريد ، بپاخيزيد و و فرياد كشيد ، و بخروشيد ، و بجوشيد قربانى دهيد و جهاد كنيد ، و تلاش و كوشش